شمس سراج عفيف

388

تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )

كردن نميتوانست - آن پاي طريقهء انگشت ششم كه بر دست آدمي باشد همچنان مينمود - چندگاه پيش دربار بسته بودند * * مثنوي * ششم انگشت بهر رنج باشد * * نه از وي زيب بحر « 2 » رنج باشد [ افسانهء گاو كه سم او بطريقهء سم اسپ غير چاك بود ] - اين مورخ آن را ديده بود - سمهاي دو دست او طريقهء سم اسپ - و سمهاى دو پاى او طريقهء سمهاى گاوان با چاك - و آن گاو برنك سپيد مينمود آرى زهى عجائبات قدرت حضرت « 3 » إله جل جلاله و عم نواله * * بيت * اگر پاى پيل‌ست و گر پرمور * * بهريك تو دادي ضعيفي و زور ايدون و هميدون آغاز كرده شود بيان عظمت بعضي خانان درگاه و بعضي ملوك بارگاه حضرت فيروز شاه بمتابعت مؤرخان تواريخ هريك پادشاه مقدمهء ششم بيان عظمت خان اعظم تاتار خان نقل‌ست خان اعظم و خاقان معظم صاحب السيف و القلم « 4 » برگزيدهء حضرت سبحان جل جلاله و بركشيدهء خسرو جهان خان اعظم تاتار خان عليه الرحمة و الغفران - معلوم كسان و مفهوم جهانيان

--> ( 2 ن ) هزار رنج * ( 3 ن ) حضرت ذو الجلال * ( 4 ن ) و العلم *